امروز روز مولد مولای هشتم است

امروز روز مولد مولای هشتم است

کافاقْ پرنوا و جهان پر ترنُّم است
در شش جهت نشاط و سرور است خلق را کامروز روز مولد مولای هشتم است
هشتم امام، قبله‏ی هفتم که نور او نور حق است و نور ده ماه و انجم است
هم خُرَّم از سعادتِ او قلب عالم است هم روشن از ولادت او چشم مردم است
این گل شکفت ز گلستان بوتراب چون گل لبِ رسول از او در تبسم است
تنها نه من به مِدحَتِ او در تَکلُّمَم طوطی چو من به مدحتِ او در تکلم است
موساش گله‏بانی در دشت ایمن است عیساش پاسبانی، بر چرخ چهارم است
شد توس خوابگاه وی از رتبه و شَرف وز پاک خواهرش چو جَنان، خطّه‏ی قم است
ساقی به یُمن شادیِ این عید دلپذیر جامی بیار از آن می کش آسمان خُم است
با مدح او «طرب» بشو از هر چه هست دست آری چو آب باشد، باطل تیمم است


 

انجمن علمی تاریخ  میلاد امام رضا (ع) را به همه دوستداران اهل البیت تبریک می گوید

نامهاى امام


امام رضا(ع) در سال 148 هجرى قمرى يعنى حدود

(1250) سال پيش در شهر مدينه به دنيا آمد. پدر ايشان

امام موسى بن جعفر(ع)، يعنى امام هفتم شيعيان و

 مادرشان بانويى بزرگوار و خردمند به نام (تكتم) يا (نجمه)

 بود. امام رضا(ع) در همان سالى زاده شد كه پدربزرگ

 ايشان، يعنى حضرت امام جعفر صادق(ع)، به شهادت رسيد.
نام ايشان (على ) است، ولى بر اساس شيوه اى كه

در ميان اعراب مرسوم است، به وى (ابوالحسن) مى گفتند.

 اين گونه اسمها را (كنيه) مى نامند. علاوه بر نام و كنيه،

گاه عنوان ديگرى نيز به افراد مى دهند كه آن را (لقب)

مى گويند. امام هشتم داراى لقب هاى متعددى است.

از جمله معروف ترين اين القاب، (رضا)، (عالم آل محمد)،

 (غريب الغرباء)، (شمس الشموس) و (معين الضعفاء)

 است. ناميدن هر فرد به اين نامها، يعنى اسم، كنيه

و لقب دليل خاصى دارد. گفته اند كه وى را به اين جهت

(رضا) لقب داده اند كه خدا از او راضى است.
دوران كودكى و جوانى امام در مدينه گذشت. اخلاق

نيكو، دانش فراوان، ايمان و عبادت بسيار از ويژگى

 هايى بود كه امام را مشخص مى ساخت.


شخصيت سياسى امام


تمام عمر امام رضا(ع)، چه آن زمان كه هنوز به مقام

امامت نرسيده بود و چه آن گاه كه پس از شهادت پدر

بزرگوارش حضرت امام موسى كاظم(ع)، مسئوليت

امامت و رهبرى شيعيان را بر عهده داشت، در زمان حكومت عباسيان بود.
عباسيان با ادعاى انتساب به پيامبر اكرم(ص)، و با بهره گيرى

 از احساسات مردم بر ضد امويان، توانستند آنان را از

حكومت كنار بزنند و خود بر تخت فرمانروايى مسلمانان بنشينند.

 با سركوب امويان، آنان ديگر قدرت و توانى نداشتند كه خطر

 مهمى براى عباسيان به شمار روند. عباسيان تنها خطر براى

 حكومت خود را شيعيانى مى دانستند كه با فرمانبرى از امامان

 معصوم، حاكمان آن روزگار را ناحق مى شمردند و مى كوشيدند

 تا آنان را از حكومت ساقط كنند.
بنابراين، دشمن شماره يك حاكمان عباسى ، امامان

شيعه بودند و به همين دليل است كه همه امامانى كه

 در روزگار اين حاكمان ستمگر مى زيستند، به دست آنان

به شهادت رسيدند.... عباسيان ستم پيشه به اندازه اى

 بر شيعيان فشار آوردند و آنان را مورد تهديد و شكنجه و

آزار و تبعيد و آوارگى قرار دادند كه حتى تاريخ نويسان نيز

 از بازگو كردن آن دچار شرمندگى شده اند.
ده سال از دوران امامت حضرت رضا(ع)، با حكومت هارون

همزمان بود. در اين ده سال، موقعيت مناسبى براى مبارزه

علنى و رسمى براى امام رضا(ع) پديد نيامد و بيشتر تلاش

 سياسى امام به صورت پنهانى رهبرى مى شد، اما در

 گوشه گوشه سرزمينهاى مسلمانان جنبشها و قيامهاى

 پياپى شيعيان، حكومت عباسى را به تنگ آورده و هارون

در برخورد با آنها دچار سردرگمى شده بود

اما... در ميان همه حاكمان عباسى ، مأمون چهره اى ديگر

 داشت. او كه برادر خود، امين را كشت تا خود به حكومت

 برسد، در برخورد با شيعيان و به ويژه شخص امام رضا(ع)

 از راهى ديگر وارد شد و شيوه اى ديگر را در پيش گرفت

هجرت امام به خراسان


امام رضا(ع) هنگامى كه خود را ناچار به سفر يافت، براى

اين كه ناخرسندى خود را از اين سفر اعلام فرمايد، چندين

بار در كنار حرم مطهر پيامبر اكرم(ص) حضور يافت و به گونه اى

 به زيارت پرداخت كه همگان فهميدند اين سفر مورد رضايت امام نيست

 

امام رضا عليه السلام در خراسان


به هرترتيب، امام رضا(ع) وارد شهر مرو، مقر حكومت مأمون شد.

 مأمون مجلسى آراست و در آن امام را در مراسمى رسمى ،

 به ولى عهدى خود منصوب كرد. حضرت در آن مجلس، حكم

 مأمون را گرفته، بر آن يادداشتى نوشت و با تيزبينى و درايتى

كه برخاسته از مقام امامت ايشان بود، به ارزشهاى والاى

 اسلامى اشاره نمود و در برابر دسيسه اى كه مأمون

 چيده بود با ياد و نام اهل بيت عليهم السلام، حقانيت

 ايشان و تصريح به عمر كوتاه خود، فهماند كه اين منصب

 را با انگيزه شخصى نپذيرفته و تنها عامل قبول

 اين سمت، پافشارى مأمون بوده است.
برخوردهاى حكيمانه امام با اين مسأله، چه در طول

سفر و چه در ايام اقامت در مرو، سبب شد تا بر خلاف

پندار مأمون، امام بيش از گذشته در ميان مردم شناخته

شود و در دل ايشان جاى گيرد.. اين امر موجب اين شد كه

مأمون در فاصله اى نه چندان دراز، از ترفند شكست خورده

خود احساس ناراحتى كند و در انديشه محدود ساختن فعاليت

 هاى امام و حتى از ميان بردن ايشان فرو رود.
يكى از نشانه هاى اين امر، جلوگيرى وى از برپايى نماز

عيد فطر به امامت حضرت رضا عليه السلام است.
دو تن از شاهدان، واقعه را چنين روايت كرده اند:
عيد فطر فرا رسيد... مأمون _ شايد _ به دليل بيمارى ،

به امام رضا(ع) پيام داد كه نماز عيد را به جاى وى برپا دارد.

امام، بر پايه آن چه قبلاً شرط كرده بود كه در مراسم حكومتى

دخالت نكند، از قبول اين امر خوددارى ورزيد. اما مأمون پيك

فرستاد كه هدف از اين پيشنهاد، تثبيت امر ولايت عهدى

شماست و دوست دارم مردم به اين وسيله اطمينان پيدا

 كنند كه ولايتعهدى را براستى پذيرفته اى !
امام پيشنهاد وى را پذيرفت به اين شرط كه نماز را همچون

 جدّش رسول خدا (ص) برپا دارد. مأمون هم قبول كرد و

 دستور داد تا نظاميان و درباريان و همه مردم صبح روز

عيد نزديك خانه امام گرد هم آيند و امام را

از منزل تا محل نماز همراهى نمايند.
امام از خانه خارج شد، در حالى كه خود را خوشبو ساخته،

عبايى بر دوش انداخته، عمامه اى بر سر نهاده، عصايى

 در دست گرفته و با پاى برهنه، با گامهايى استوار رهسپار

 شد تا نماز عيد را بخواند. امام كه تكبير مى گفت،

 فرياد تكبير مردم در سراسر شهر طنين انداخت، نظاميانى

 كه سواره بودند از مركب پياده شدند، و همه به

پيروى از امام، پاى خويش را برهنه ساختند.
فضل بن سهل، وزير زيرك مأمون، با ديدن اين صحنه، خود

 را به خليفه رساند و مأمون را از جوّ شهر آگاه ساخت

و يادآور شد كه اگر اين گردهمايى ادامه يابد، جايگاه خليفه

 در ديدگاه مردم از ارجمندى مى افتد و همه دلها به امام مى گرود.

 پس مأمون نيز فرمان داد كه امام را از نيمه راه بازگرداندن

د و نماز اقامه نشد.
در بازگشت، امام با اندوه بسيار فرمود:
بارخدايا! اگر وضعيت كنونى جز با مرگ من دگرگون

 نمى شود، هم اينك در آن شتاب فرما!
شهادت امام رضا عليه السلام
مأمون كه روز به روز گرايش بيشتر مردم به امام رضا(ع)

را مى ديد، در برابر هم مسلكان خود، يعنى خاندان

 عباسى هيچ بهانه اى نداشت. پس تصميم گرفت

راهى بغداد شود تا از نزديك با ايشان به گفت و گو بنشيند.
اما آيا او در اين سفر چه ارمغانى براى آنان به همراه داشت؟
آيا مى توانست امام را از ولايتعهدى بركنار كند؟
آيا مى توانست بيعت گسترده اى كه از مردم گرفته بود، ناديده بگيرد؟
آيا مى توانست واكنش مردم به بركنارى امام را تحمل كند؟
آيا مى توانست در برابر ناخرسندى انبوه شيعيان

 و پيروان امام، دليل قانع كننده اى بياورد؟
اين جاست كه بارديگر مأمون چهره واقعى خود را نمايان

 مى سازد و به خشونت پنهان و سياست بازى روى مى آورد.
او نخست، وزيرش فضل بن سهل را مى كشد و بر جنازه

او اشك مى ريزد و براى يافتن قاتلان او جايزه تعيين مى كند

 و آن گاه كه آنان را دستگير مى كنند، آنان شهادت مى دهند

 كه مأمون خود به اين كار فرمان داده است،

 اما او ناباورانه آنان را مى كشد.
سپس برنامه حذف امام رضا(ع) را دنبال مى كند، اما مى

 كوشد كه اين برنامه را به گونه اى عملى سازد كه دامان

خود او از اين امر پاك نشان دهد. پس در راه سفر

 به بغداد، در توس توقف مى كند و در همان جا با خوراندن

 انار يا انگور زهرآلود به حضرت، امام رضا(ع) را مسموم

مى سازد و مانند آن چه پس از قتل فضل بن سهل كرد،

 در اين جا نيز بر پيكر پاك امام اشك مى ريزد و حضرت را

 در كنار قبر پدر خود هارون الرشيد دفن مى كند.
امام رضا(ع) پيشتر، شهادت خود به دست مأمون را به

 برخى از ياران خود گوشزد كرده بود. از جمله يك

بار به دو تن از اصحاب خويش فرموده بود:
اينك هنگام بازگشت من به سوى خدا فرا رسيده و

زمان آن است كه به جدم رسول خدا(ص) و پدرانم

بپيوندم. تومار زندگى ام به انجام رسيده است. اين

حاكم خودكامه (مأمون) تصميم گرفته است

كه مرا با انگور و انار مسموم به قتل برساند.
در ميان نقل قول هاى گوناگون درباره روز و ماه و سال

شهادت امام رضا(ع)، مشهورتر آن است كه حضرت

در روز جمعه، آخر ماه صفر سال 203 هجرى قمرى به

شهادت رسيده، در حالى كه 55 سال از عمر مبارك امام سپرى شده است.
آيا مى دانى از آن تاريخ تا كنون چند سال مى گذرد؟
محل شهادت امام هم به گفته همه تاريخ نويسان،

 شهر توس و محل دفن ايشان نيز در باغ حميد بن

 قحطبه در سناباد بوده كه بعدها (مشهد الرضاـمحل

 شهادت امام رضا عليه السلام) نام گرفته و اينك به نام مشهد شهرت دارد

پیام احمدی‏نژاد به اوباما یا برای تاریخ؟

 

1- در پيام تبريك رئيس جمهوری اسلامي ايران به باراك اوباما رئيس جمهور منتخب ايالات متحده امریکا در شرايطي ارسال شد كه علي رغم اصرار برخي مخالفان دولت كه هنوز در شوك اين پيام به سر مي برند و اين نخستين باري نبود كه مرقومه اي از تهران به واشنگتن مي رسيد؛ ارديبهشت ماه 85 نيز احمدي‌نژاد با اشاره به تناقضات شكل گرفته در صحنه بين المللی براساس رفتار دولت ايالات متحده درنامه اي 17 صفحه اي به رئيس جمهور امریکا سؤالاتي مطرح كرد.رقباي سياسي احمدي نژاد اگرچه با خاستگاه هاي متفاوت به نقد اين نامه و نامه هاي مشابه بعدي به صدر اعظم آلمان و رئيس جمهور وقت فرانسه رفتند اما در ميان انبوه توليد يادداشت، گزارش و اخبار منفي در قبال اين رويكرد جديد ديپلماتيك، وجه مشترك استدلال مخالفان، عدم اعتناي رئيس جمهور امریکا و بي پاسخ گذاشتن اين نامه و درنتيجه تحميل نوعي تحقير به ملت ايران بود.اكنون پس از گذشت 5/2سال از آن نامه نگاري، بار ديگر پيامي اين بار نه از ساختمان سفيد پاستور تهران به كاخ سفيد امریکا بلكه به منتخب سياه‌پوست مردم امریکا كه هنوز در آستانه ورود به كاخ سفيد قرار دارد، ارسال شده است. به نظر می رسد عدم تبیین مبانی، چارچوب های نظری، شرایط ارسال پیام و واکنش های آن، آنچنانكه حساسيت رسانه هاي بين‌المللي را برانگيخته و بيش از 600 هزار خبر، گزراش و تحليل درخصوص آن منتشرشد، در داخل كشور مورد توجه قرار نگرفته است.2- بررسي هر پديده اي در عالم بدون درنظرگفتن شرايط و زمينه هاي حول آن، بررسي ناقصی خواهد بود. "احمدي نژاد؛ به مثابه يك رسانه"، شايد اين جمله را نخستين بار 3 سال قبل پروفسور سید حميد مولانا مؤسس و مدرس وقت گروه ارتباطات دانشگاه واشنگتن دي.سي و مشاور فعلي ریيس جمهور بيان كرد. احمدي نژاد همان قدر كه طي اين 3 سال، به سمت رسانه سازي به شيوه هاي مألوف اصحاب قدرت نرفت، خود به تنهايي به رسانه اي قدرتمند و فرامدرن تبديل شد كه رسانه هاي سنتي و مدرن ناگزير از دنبال كردن او بودند و توان ناديده انگاشتن‌اش را نداشتند. اثرگذاري فزاينده اين رسانه انساني است كه خبرنگاران رسانه‌هاي بزرگ دنيا را وامي‌دارد نظر اوباما را در قبال پيامش جويا شوند.۳- نامه‌نگاري‌هاي احمدي‌نژاد مبتني بر مباني ديني و انقلابی است و مخاطب آن افكار عمومي و تاريخ است. نامه پيامبر اكرم(ص) به پادشاهان روم و ايران و حبشه، بيش از آنكه روح ناپاك خسرو پرويز را-كه با ديدن مكتوبي كه به نام خداي يگانه آغاز شده بود، آن را پاره كرد-، هدف گرفته باشد، تاريخ و و وجدان عمومي بشريت را مخاطب قرار مي داد.

4- اوباما با شعار نفي و "تغيير" از مردم امریکا رأي گرفت و هنوز نيز در ساختار قدرت ايالات متحده مستقر نشده است. يادآوري آنچه كه رأي‌آوري وي قائم به آن بود، زمينه مطالبه آتي را فراهم سازد و اين مي‌تواند آغاز مناسبي براي در تنگنا قراردادن به منظور تغيير درونزا درسياست هاي ايالات متحده با ابزار افكار عمومي باشد.

5- 20 سال قبل، امام راحل‌(ره) در روزهايي كه شوروي به عنوان يك ابرقدرت و قطب شرق در مقابل امریکا قطب غرب مطرح بود و از سويي وارد درگيري با نيروهاي افغان نيز شده بود، با اعزام سفيراني از جنس فرهنگي- مذهبي به اين كشور، پيام تاريخي خود را به ميخائيل گورباچف كه از قضا وي نیز با شعار "تغيير" البته نه با انتخاب ملت بلکه با اراده حزب کمونیست به قدرت رسيده بود، ارسال كردند.اين نامه در شرايطي منتشر شد كه اتحاد جماهير شوروي هنوزدرگير جنگ سرد بود و حاكميت كمونيسم به مقدرات مردم درجمهوري‌هاي اين كشور برقرار بود، ولی امام خميني در نامه تاريخي خود از صداي شكسته شدن استخوانهاي ماركسيسم سخن به ميان آورد و گورباچف را از روي آوردن به غرب براي حل مشكلات اقتصادي اتحاد جماهير شوروي برحذر داشت.براين باورم كه پيام احمدي نژاد به اوباما نيز از همين جنس و برگرفته از آن الگوست. احمدي نژاد با يادآوري فرصت‌هاي زود گذر خدمت،‌ اوباما را به پاسخگويي سريع به مطالبه تحول اساسي و صحيح در سياست هاي داخلي و خارجي دولت امریکا فرا مي‌خواند و از او مي‌خواهد در جهت اجراي تعليمات پيامبران الهي گام بردارد تا بلكه خسارات گذشته تا حدودي جبران شود.

6- در قبال ارسال این پیام، مخالفت جدي از سوي مخالفان ابراز نشد و تنها روزنامه متعلق به شهرداري تهران، روزنامه جمهوري اسلامي و احمد توكلي نماينده تهران به نقد اين اقدام پرداختند. منطق احمد توكلي اما در ميان منتقدان جالب تر از همه بود آنجا كه به مثابه مشتاقان زائدالوصف رابطه با امریکا، از اينكه احمدي‌نژاد با چنين اقدامي فرصت‌ها(؟!) را مي‌سوزاند، انتقاد كرده است.اين البته نخستين باري نيست كه توكلي از سياست خارجي احمدي‌نژاد انتقاد مي‌كند. آذر ماه سال گذشته نيز پس از آنكه احمدي‌نژاد از اجلاس شوراي همكاري خليج فارس بازگشت،توکلی انجام این سفر را نادرست خواند و از آن برداشت انفعالي كرد. اين درحالي بود كه رهبر انقلاب كمتر از يك ماه بعد با اشاره به اشكال تراشي غيرمنطقي برخي مخالفان دولت تأكيد كردند: «ممكن است كسانى كه اين كارها را ميكنند،ندانند چه تأثير سوئى اين كار دارد. اين، همان ايجاد يأس است؛يعنى نقطه‏ى مقابل اعتماد به نفس. اين، حالت ايجاد خودباختگى و انفعال و خودكم‏بينى است. خيلى از كسانى كه در اين ميدانها تلاش ميكنند، فعاليت ميكنند، متأسفانه نميفهمند و توجه ندارند كه تأثير كارشان چيست. اينها آدمهاى بدخواهى نيستند. البته بعضى بدخواه هستند، اما غالباً بدخواه نيستند؛ ملتفت نيستند، ارزيابى درستى از كار خودشان ندارند. دولت تصميم اقتصادى ميگيرد، اعتراض پشت سر اعتراض، آن هم با لحنهاى اهانت‏آميز؛ تصميم سياسى ميگيرد، همين طور؛ تصميم بين‏المللى ميگيرد، همين طور؛ به فلان سفر ميرود، همين‏طور؛ به فلان سفر نميرود، همين طور. وقتى ما سوار اين اتوبوس شديم و به اين راننده اطمينان كرديم، ديگر سر هر پيچى كه نبايد گفت آقا مواظب باش، آقا دستم فلان شد، دلم لرزيد. خب دارد رانندگى ميكند، ميرود ديگر. اين در حالى است كه اين دولت انصافاً دولت پركار و در بعضى از خصوصيات نمونه است.»توکلی البته پس از انتشار بیانات رهبر انقلاب، عذرخواهی کرد اما این بار نیز کمتر از یک سال بعد، وی تنها 2 روز پس از تأكيدصريح رهبر انقلاب بر خودداري از بي‌بندوباري سياسي در مقابل دولت منتشر شده است.

7- ديپلماسي شفاف دولت نهم در مقابل ديپلماسي پنهاني تعريف مي‌شود كه نتيجه آن نامه نگاري سال 2003 با دولت امریکا بود.نامه اي كه توسط صادق خرازي در سفارت سوئيس در تهران تقرير شد و اساس آن، تضمین جمهوري‌اسلامي به تعطيلي فعاليت هسته‌اي و دست برداشتن از حمايت از جنبش‌هاي مقاومت (حزب الله، حماس و ...)‌ در قبال حذف نام ايران از ليست كشورهاي محور شرارت و برخي مشوق های اقتصادي بود. اين نامه 2 سال قبل ابتدا توسط شبكه خبريBBC و چندي بعد در روزنامه واشنگتن پست منتشر شد اما اثري از آنچه كه امروز توكلي، روزنامه جمهوري و روزنامه شهرداري تهران در مقابل ديپلماسي شفاف احمدي‌نژاد، بروز دادند، در قبال آن ابراز نشد.

8- واكنش اوباما در قبال اين پيام با واكنش‌ بوش متفاوت بود. بوش اگر دشمن ديوانه جمهوري اسلامي بود، اوباما دشمن هوشمند است و شايد به همين جهت نيز احساس خطر بيشتري از او مي شود.اوباما از از ارسال اين نامه خبر داده است.پاسخ اوباما احتمالاً برخلاف پيام احمدي‌نژاد که ناظر به مباني بود، نخواهد بود و حول اتهامات كهنه‌اي مانند تسليحات هسته‌اي حمايت از تروريسم، نقض حقوق بشر و زنان،‌ تهديد اسرائيل و موارد مشابهي تنظيم مي‌شود.اوباما مي‌توانست مانند بوش بگويد پاسخي به اين پيام نخواهد داد. اما حال كه وارد اين بازي كه طراح آن احمدي‌نژاد بوده، شده است. درمقابل پاسخ خود بايد منتظر پاسخ ديگري از تهران باشد. ادامه اين دور تا هركجا كه رئيس جمهور جديد امریکا تاب بياورد، از آنجا كه ناظربه مباني گفتماني است، به نفع انقلاب اسلامي خواهد بود.


نویسنده :احسان صالحی/rajanews.com