موزه هاي استان يزد

در اين استان در مجموع 14 موزه فعال است كه دو موزه با نام موزه مردم شناسي تفت و موزه سفال ميبد نيز در دست ساخت است كه مي توان از موزه آب، موزه آينه و روشنايي، موزه سكه و مردم شناسي حيدر زاده، موزه مردم شناسي ابركوه، موزه مردم شناسي مهريز، موزه مردم شناسي اردكان، موزه وزيري، موزه رجال، موزه علوم طبيعي و موزه پست ميبد نام برد. موزه آب: اين موزه محل مناسبي براي شناخت ابزار و ادوات مربوط به آب است كه لوازم مختلف حفر قنات، ابزار حجم اندازه گيري آب، وسايل تامين روشنايي در قنات، وقفنامه هاي قديمي و اسناد توزيع آب از جمله وسايل نگهداري شده در اين موزه است. موزه آينه و روشنايي: عمارت اين مجموعه متعلق به سال 1320 هجري شمسي است كه داراي تزئينات گچبري، نقاشي روي ديوار و آينه كاري است و اشياء به نمايش گذاشته شامل نفت سوزها، شمع سوز، (آبي، پايه دار، نصبي) و اشياء پيه سوز است. موزه اسناد و نسخ خطي ميرزا محمد كاظميني: از آثار ارزشمند اين گنجينه گرانقدر قرآن (مربوط به سده هفتم هجري) نسخه اي از ديوان حافظ (سده نهم هجري، شجره نامه آدم تا خاتم، سلسله سادات عريضي به طول 39متر مي توان نام برد. موزه سكه و مردم شناسي حيدرزاده: اين موزه كه در خانه عرب زاده راه اندازي شده است شامل 4000 سكه متنوع مربوط به دوره هاي مختلف تاريخي، مجموعه زنجير، انگشتر، مجموعه چراغ ته سوز، اشياء پيه سوز و تعداد زيادي از اشياء با ارزش مردم شناسي است. موزه مردم شناسي ابركوه: اين موزه در خانه صولت با زيربناي 2200 مترمربع واقع است و تفنگ، سندهاي تاريخي، سكه حضرت امام رضا (ع)، اشياء تزئيني و وسايل روشنايي و ماكت از اشياء موزه ياد شده است. موزه مردم شناسي مهريز: اين موزه در حمام استهريج كه از بناهاي دوران قاجار است، بر پا شده است و ابزار و ادوات جنگي، كشاورزي، پوشاك سنتي، ظروف شيشه اي و سفالي براي بازديد علاقه مندان به نمايش گذاشته شده است.

تنفر از تاريخ

تاريخ ، اين دانشي كه دانشش نمي خوانند و عده اي بسيار آنرا علم به حساب نمي آورند والبته در متن زندگي خود آنرا احساس مي كنند و هرگاه مادر يا پدري پير به بن بست گير مي كنند براي راهنمايي جوان خود به گذشته ي خود بر مي گردد و مي گويد من دو سه پيراهن از تو بيشتر پاره كردم پس من با تجربه ترم او از گذشته ي خود مي گويد كه من اين موارد را تجربه كردم من خوب و بد زندگي را چشيده ام پس او براي راهنمايي جوان خود چاره اي جز برگشتن به گذشته ي خود ندارد و راه تكامل همين است و حال فراتر از اين جوان وپير ، در جامعه اي به وسعت كشور تجربه هاي عظيمي از گذشته رويروي ما قرار دارد وبراي اينكه ما از تجربه هاي گذشته برخوردار شويم بايد عمل گرا باشيم و صفحات تاريخ را كه هم اكنون براي بشريت ما خصوصا قشر روشنفكر چيزي جز داستان و قصه نيست بگشاييم ومرور كنيم كه چه شد اينگونه شديم و تاريخ را بايد با سوال و جواب فهميد تاريخ تجربه ي كهني است كه مارا براي زيستن نويني آماده مي كند هرچه در جازدن در جامعه ي خود مي بينيم همين دوري وتنفر از تاريخ است...

محمدحسين رشيدي