تشييع دوشهيد گمنام در دانشگاه اصفهان
خدايا هنگامي كه بين دو زيان ،يكي در دين و ديگري در دنيا قرار گرفتيم،پس قرار ده زيان رادرآنچه زودگذر است، وقرارده بازگشت و ميل وتوجه را در آنچه مدتش طولاني تر است
صحيفه سجاديه
يكشنبه ۲۶ ارديبهشت ۸۹ دانشگاه اصفهان
ناگهان صداي شيپورها دل آدمي را به پرواز در مي آورد در ميان خاطرات ،خاطراتي كه ما فقط از ديگران لمس نموده ايم نه بوديم ونه چشيديم آن دردها راآن همه عشق و اميدهارا
بوي بهار آدمي را سرمست وشاد مي كند اما اين شادي براي آدم كه به انسان شدن مي انديشد ناچيز وكم مقدار است بويي ديگر به مشام مي رسيد ،به مشام جان ،روح وروان
قلبها در دريايي اززيبايي فرورفته بود تنفس زيبا شده بود خوبان همه آمده بودند از قبيله ي جهل كسي نبود هر كه بود ذره اي ايمان داشت ، ايمان به رفتن ،ايمان به نماندن چون شاعري كه گفت
مرغ باغ ملكوتم نيم ازعالم خاك دو سه روزي قفسي ساخته اند از بدنم ...
گريه بود اشك بود وناله هاي حسيني ويا زهرا
گريه واشك نه بهر غربت اين نوگلان پژمرده روينده بود بلكه گريه واشك بي اختياري بود كه روح وجان به چشم امر مي نمودند گريه براي فقر ما بود كه در هواي پاك خوبي ها از تنفس باز ايستاده ايم
خلاصه گريه از بي حر متي ها بود هم از خود هم از ديگري
به هر حال انقلاب دگر، قلبها را منقلب نمود راه را باز نشانمان داد
بهار بود، بهاري روحاني در بهاري جسماني
تشيع پيكر دو شهيد گمنام در دانشگاه اصفهان- عكس



آنچه در دل تاريخ ماندگار است اين شجاعت هاست كه در راهي پاك والهي صرف شود
تهيه :محمد حسين رشيدي